کابوس شیرین!!!
یک جعبه ستاره ی تابان بخر و انها را به شکل یک پیغام کوتاه مانند " دوستت دارم" بر روی سقف بالای تخت خوابتان بچسبانید . وقتی که چراغ ها خاموش می شود پیغام شما اشکار خواهد شد. هر دانه ی اشکی شعله های عشق فروزانند (توماس کارو) خداوند درون ماست . پس باید ارام شویم و بگذاریم جان هامان ارام بگیرد. ان گاه به هستی عشق پی خواهیم برد. (جبران خلیل جبران) دست از پرستیدن بردارید . فقط دوست بدارید. خواهید دید که به کشف رمز عشق دست می یابید. ۱- پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد ( ارد بزرگ ) ۲- قبول حقیقت از بیان حقیقت سختتر است . ( هیچکاک ) ۳- تمام روز را کار کنید و هر دقیقه را هم به حساب بیاورید . ( برایان ترسی ) ۴- تاریخ تکرار بى پایان خطاهاى زندگى است. ( لورنس دورل) ۵- فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاریخ. ( یونگ ) ۶- تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم .( نادر شاه افشار ) ۷- انسان آن قدر وقت ندارد که نیمی از عمرش را صرف نزاع و ستیزه کند .( لرد آوی یوری) این روزا دارم کتاب راز می خونم. از شیراز خریدم. البته فیلمش رو قبلا دیدم. ولی برای تجدید افکارم خریدمش. خیلی بهش اعتقاد دارم. این اصل را می توان در یک جمله بطور خلاصه بیان کرد " افکار به اجسام تبدیل می شود" " مایک دولی" یککه خوردم پرسیدم کی؟ مامان : همین فامیل ایمان که همسایمونن. گفتم واسه چی اومد ؟ مامان: واسه اینکه میخواست بیاد تورو ببینه و باهات اشنا بشه. . قرار ساعت ۷ یا ۷:۳۰ بیاد من دیروز داشتم از دلشوره میمردم. به فکر این بودم که لباس چی بپوشم. مامان هم طبق معمول تند تند رفت حیاط شست. همش بی موقع حیاط میشوره. انقد حرص خوردم تا اومد بالا. تا ۸ منتظر شدیم ولی نیومد . که امروز زنگ زد گفت فردا دوباره می خواد بیاد. من لباس چی بپوشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میخوام تا چند ماه دیگه عروس بشم کاراموزی هم دو در میکنم .اس ام اس هم وصل شد انقد خوشحال شدم. ایمان هم سربازیش ۵ روز دیگه تمام میشه. دیروز ایمان بهم گفت دوستش یه دختره رو دوست داره میخوان فرار کنن اخه پدر دختره با پدر پسره مخالفن. دیروز کلی ایمان باهاشون حرف زد که کار درستی نمی کنن . به عاقبتش فکر نکردن . گناه دارن . خدایا کمکشون کن وای بد از کنکور دوباره باید کوزت بشم خونه تمیز کنم چرا شوهریم ۲ روزه خبرمو نمیگیره؟ فکر کنم زنگ بزنه دعوا کنیم دوسش دارم .
![]()
این عموزاد همکارم مجرده (پسر) همش داره غیبت دختر مردم رو میکنه. خوشم نمیاد ازش. به هر حال تا ۱۲ تحمل کردم نشستم. بعد از همونجا در بست گرفتم رفتم کتابخونه. تا ۴ بودم درس خوندم و اومدم خونه. داشتم لباسمو عوض میکردم که مامان یهو گفت واست خواستگار اومد .
![]()
۴ دست لباس عوض کردم اخر یه بولیز استین کوتاه با شلوارلی پوشیدم.
که ایمان زنگ زد گفت نمیاد کلی هم عذر خواهی کرد. کفرم در اومددددددددددد............![]()
![]()


. ایمان واسشون یه جا تعیین کرد که در به در نشن تو شهر. واسشون دعا کنین دوستان ............
. دوستان واسم دعا کنین گناه دارم .

اس ام اس ها هم قطه. چرااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟ وقتی من کاراموزی هستم اون سر کاره. خونه هم باشم از مامان خجالت میکشه زنگ نمیزنه. الهیییییییییییی گودو 
| Design By : Night Skin |

